مرتضى راوندى
472
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ايران جوان : در سال 1340 گروه نمايشى ديگرى به نام « ايران جوان » تشكيل شد ، لرتا و فكرى كه بعدها كاركنان پرمايه و برجسته هنر نمايش ايران شدند جزو آنان بودند ، در برنامهء اين گروه نمايش « جعفر خان از فرنگ آمده » نوشتهء حسن مقدّم ممتازى داشت . كمديهاى موزيكال در ايران زير نفوذ مستقيم كمدى موزيكال قفقاز بسط و توسعه يافت : از آن ميان اپرتهاى آرشين مالالان و مشهدى عباد شهرت فراوان كسب كردند . در سال 1341 علينقى وزيرى كه هنر موسيقى را در اروپا فراگرفته بود به همراهى چند تن از هنرپيشگان ، كلوپ موزيكال را به وجود آورد ، اين باشگاه قطعاتى از اپراها و اپرتها را در ايران و ديگر شهرها به معرض نمايش گذاشت . كمديهاى اجتماعى و انتقادى : در اين نمايشنامهها ، نويسندگان موضوع را از متن اصلى خارجى اقتباس مىكردند و برحسب امكانات و مقتضيات زمان و مكان و ذوق و سليقه ايرانى كموبيش در آن تصرف مىكردند . غرض عمده و اصلى نويسندگان ، تحصيل نتايج اجتماعى و بالا بردن سطح فرهنگ و دانش عمومى و مبارزه جدّى با جهل و عقبماندگى تودهء مردم بود . بهترين نمونهء اين نوع نمايشنامهها ، نوشتههاى ميرزا احمد خان كمال الوزاره و پس از آن جعفر خان از فرنگ آمده نوشتهء حسن مقدم و نمايشنامه حاجى متجدّد اثر محمد حجازى است . از احمد محمودى چند نوشته و نمايشنامه باقى مانده است ، از ميان نمايشنامههاى وى دو نمايشنامهء حاجى ريايى خان يا تاتارتوف شرقى و اوستا نوروز پينهدوز قابل ذكر است . حاجى ريايى خان به تقليد تارتوف شاهكار « مولير » نوشته شده است . قهرمان اين داستان مردى است از اشراف ايران با خست و لئامت و عوامفريبى فوق العاده . استاد نوروز : نمايشنامهء ديگر محمودى به نام استاد نوروز پينهدوز كه در سال ( 1337 ه . ق ) نوشته شده هم از حيث موضوع غنىتر و هم از لحاظ تكنيك كاملتر است . » « 1 » « نمايشنامه در شش پردهء كوتاه تنظيم شده و در محلهء « بيعارآباد » تهران اتفاق مىافتد . « استاد نوروز » كه پريشانى فوق العاده از چهرهاش هويداست ، در يكى از روزهاى بسيار سرد زمستان ، در نزديكى چهارسو كوچك ، در پاى دكهء سقطفروشى حاجى شيخ منصف ، مطابق معمول بساط پينهدوزى گسترده ، درفش به دست و لنگه كفش به روى زانو
--> ( 1 ) . از صبا تا نيما ، ج 2 از ص 291 تا 293 ( به اختصار ) .